سازوکار جدید اداره تنگه هرمز تحت حاکمیت ایران، دیروز با گزارشها درباره صفر شدن شمار کشتیهای عبوری از این گلوگاه راهبردی همزمان شد؛ روندی که تثبیت بازیگری ایران و مشروعیت یافتن نقش آن را نشان میدهد. در شرایطی که برخی گزارشها به توافق عراق و پاکستان با ایران برای عبور نفت و گاز از خلیج فارس اشاره دارند، تهران عملاً در جایگاهی قرار دارد که کنترل جریان انرژی در تنگه هرمز را در دست گرفته است. جوان آنلاین: سازوکار جدید اداره تنگه هرمز تحت حاکمیت ایران، دیروز با گزارشها درباره صفر شدن شمار کشتیهای عبوری از این گلوگاه راهبردی همزمان شد؛ روندی که تثبیت بازیگری ایران و مشروعیت یافتن نقش آن را نشان میدهد. در شرایطی که برخی گزارشها به توافق عراق و پاکستان با ایران برای عبور نفت و گاز از خلیج فارس اشاره دارند، تهران عملاً در جایگاهی قرار دارد که کنترل جریان انرژی در تنگه هرمز را در دست گرفته است.
در بحبوحه محاصره دریایی ایران، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد از زمان آغاز محاصره دریایی بنادر و سواحل جنوبی ایران، ۸۱ کشتی تجاری مجبور به تغییر مسیر شدهاند و چهار شناور دیگر نیز پس از هدف قرار گرفتن، از کار افتادهاند تا اجرای این محاصره تضمین شود. گزارش دیروز شبکه خبری بلومبرگ، روی دیگر سکه را در تنگه هرمز به نمایش میگذارد. بنابر آنچه دیروز این شبکه خبری امریکا اعلام کرد، در شرایطی که تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز در روز شنبه ۱۰ فروند و یک روز قبل از آن هم پنج فروند بود، روز یکشنبه هیچگونه ترددی در تنگه هرمز ثبت نشده است و آخرین دادههای ردیابی کشتیها این موضوع را تأیید میکند. از ۱۰ فروند کشتی عبوری روز شنبه نیز، تنها سه فروند کشتی فلهبر و یک فروند تانکر نفتی مرتبط با ایران بودند. شماری دیگر نیز شناورهای منطقهای کوچکتر (مانند حملکننده دام و سنگ آهک) بودند. به این ترتیب، تردد بارگیری تجاری از طریق تنگه هرمز تا حد زیادی متوقف شده و حرکت محدودی تنها برای کشتیهایی انجام میشود که بیشتر آنها با محمولهها یا شرکتهای مرتبط با ایران در ارتباط هستند. منابع آگاه به تازگی اعلام کردهاند که عراق و پاکستان با ایران به توافق رسیدهاند تا نفت و گاز طبیعی مایعشده از خلیج فارس عبور کند. در یک تحول قابل توجه، یک ابرنفتکش حامل ۲میلیون بشکه نفت خام عراق به مقصد ویتنام که به مدت پنج روز توسط نیروهای امریکایی متوقف شده بود، سرانجام مجوز ادامه مسیر خود را دریافت کرد. این اتفاق نشاندهنده فشارهای فزاینده بر واشینگتن برای یافتن راهی جهت کاهش اختلالات در بازار انرژی و نگرانی از تشدید بحران است.
تهدیدی برای ذخایر راهبردی
شرایط کنونی در حالی شکل گرفته است که پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۳۵ فروند کشتی LNG از این آبراه عبور میکردند که حامل حدود ۲۰درصد از نفت جهان و ۲۰ تا ۳۰ درصد از گاز طبیعی مایع بودهاند. توقف ترددها و اختلال در زنجیره تأمین جهانی تأثیر خود را گذاشته است. صادرات LNG قطر متوقف شده، قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی مانده و پیشبینی تحلیلگران مبنی بر رسیدن آن به ۱۳۰ تا ۱۴۰ دلار در ماه آینده، از جمله این پیامدهاست. این بحران همچنین ذخایر راهبردی نفت جهان را که تاکنون بیش از یک میلیارد بشکه کاهش یافته، به سرعت در حال اتمام است و نگرانی از کمبود سوخت را به شدت افزایش داده است. توقف تردد تجاری در تنگه هرمز که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۵ فروند کشتی از آن عبور میکردند، پیامدهای فاجعهباری بر اقتصاد جهان داشته است. کسری یک میلیارد بشکهای نفت، بسته شدن این آبراه که شریان اصلی انرژی جهان است، تاکنون باعث شده حدود یک میلیارد بشکه نفت از چرخه عرضه جهانی خارج شود. آژانس بینالمللی انرژی وضعیت فعلی را بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ توصیف کرده است. به دنبال این اختلال، قیمتهای نفت و بنزین به طور چشمگیری افزایش یافته است.
هزینهای سنگین با هدف بازدارندگی
همزمان با افزایش زمزمهها درباره ازسرگیری جنگ پس از بازگشت دونالد ترامپ رئیسجمهور امریکا از چین و رجزخوانیهای او علیه تهران، ایران در این مسیر گام گذاشته تا نشان دهد که ابزارهای قدرتمندی فراتر از نیروی نظامی در اختیار دارد. این اقدام بر اهمیت تنگه هرمز فراتر از صادرات انرژی تأکید میکند، زیرا تهران به دنبال تبدیل اهرم جغرافیایی خود به قدرت اقتصادی و راهبردی در بلندمدت است و در این بین، کابلهای اینترنت در آبهای خلیج فارس نیز ابزار فشار ایران است.
براساس گزارش CNN البته ایران به صراحت نگفته است که کابلها را نابود خواهد کرد، اما بارها از طریق مقامات، قانونگذاران و رسانههای وابسته به دولت، قصد خود را برای مجازات متحدان واشینگتن در منطقه اعلام کرده است. به نظر میرسد این جدیدترین تکنیک جنگ نامتقارن است که تهران ابداع کرده است. کابلهای زیردریایی ستون فقرات اتصال جهانی را تشکیل میدهند و اکثریت قریب به اتفاق ترافیک اینترنت و دادههای جهان را منتقل میکنند. هدف قرار دادن آنها فراتر از سرعت اینترنت، بر همهچیز از سیستمهای بانکی، ارتباطات نظامی و زیرساختهای ابری هوش مصنوعی گرفته تا کار از راه دور، بازیهای آنلاین و خدمات پخش آنلاین (استریمینگ) تأثیر خواهد گذاشت. دینا اسفندیاری، مسئول بخش خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، میگوید تهدیدات ایران بخشی از راهبرد این کشور برای نمایش اهرم فشار خود بر تنگه هرمز است که هدف اصلی این جنگ محسوب میشود. او گفت: «این کشور قصد دارد هزینهای چنان سنگین بر اقتصاد جهانی تحمیل کند که هیچکس جرئت حمله دوباره به ایران را نداشته باشد.»
نمای نزدیک
روایت والاستریتژورنال از پیشنهاد جدید امریکا به ایران
روزنامه والاستریتژورنال مدعی است که امریکا بسته پیشنهادی جدیدی به تهران ارائه داده که در ازای اعطای دسترسی به بیش از ۲۵ میلیارد دلار داراییهای بلوکهشده، به دنبال تعلیق موقت غنیسازی است. سخنگوی کاخ سفید دیروز تأکید کرد که هر توافقی تنها در صورتی پذیرفته خواهد شد که امنیت ملی امریکا را تضمین کند.
«لارنس نورمن»، خبرنگار والاستریتژورنال در گزارشی جزئیات پیشنهاد جدید امریکا را فاش کرده است. براساس این گزارش، امریکا برای نخستین بار با حفظ توان غنیسازی ایران در چارچوب یک توافق موقت، موافقت کرده است. در این پیشنهاد، تهران میتواند تأسیسات غنیسازی خود را حفظ کند، اما فعالیتها برای یک دوره مشخص (گفته میشود ۱۲ تا ۱۵ سال) متوقف شده و مواد غنیشده به خارج از کشور منتقل خواهد شد. نورمن میگوید که امریکا از موضع اولیه خود که خواستار برچیدن کامل تأسیسات هستهای ایران بود، به سمت موضعی انعطافپذیرتر با تمرکز بر تعلیق غنیسازی حرکت کرده است. فارس نیز دیروز نوشت که امریکا پنج شرط کلیدی را تعیین کرده است که شامل عدم پرداخت هرگونه غرامت، انتقال ۴۰۰کیلوگرم اورانیوم غنیشده به امریکا، فعال ماندن تنها یک مجموعه از تأسیسات هستهای ایران، عدم آزادسازی حتی ۲۵ درصد از داراییهای بلوکهشده و منوط شدن توقف جنگ به ادامه مذاکرات است. یک مقام کاخ سفید در تشریح موضع واشینگتن گفت: «رئیسجمهور ترامپ همه گزینههای موجود را در اختیار دارد، با این حال گزینه ترجیحی وی با ایران، دیپلماسی است.» این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که ایران در مقابل، پنج پیششرط اعتمادساز برای ورود به هرگونه مذاکره تعیین کرده است که عبارتند از پایان جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان، رفع تحریمهای ضدایرانی، آزادسازی پولهای بلوکهشده، جبران خسارات ناشی از جنگ و پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز. این شروط اگرچه نشاندهنده انعطاف تاکتیکی واشینگتن است، اما به دلیل اصرار بر تعلیق بلندمدت غنیسازی و عدم ارائه امتیازات اقتصادی کافی، بعید است مورد پذیرش تهران قرار گیرد.